کجای قصه جاماندی که به خود آمدم و رد پایت شد همه ی هستی ام...
تو دویدی یا من؟
من جا ماندم یا تو؟
این رد پا کی پای بغضهایم مهر شد؟
تو حرمت شکستی یا من؟
تو بی وفا شدی یا من؟
جناق محبت را که با من شکستی،
شرط فراموشی را حسرت گذاشتی که حالا بغض به جانم بتازاند؟
حالا من ماندم و تو و درد بی درمان هجرت...
حالا تو ماندی و یادت و یک خاطره ی بی شفقت...
حالا دنیا ماند و دل من و یک نشانی از حسرت...
چقدر زود دیر میشه:)
دل نوشته ها...ما را در سایت دل نوشته ها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 139